خدارا شکر میکنم که توانستم یکبار دیگر کلمات زندگی بخش همه انسانها رابه کودکان بیاموزم امروز بعداز آموزش نشانه ب برای بچه ها جشن بابا آب گرفتیم گفتم اولین بابایی که به مدرسه بیایداز او دعوت می کنیم تا به کلاس بیاید دائم چشم همه بچه ها به پنجره بود بعضی بچه ها با نا امیدی می گفتند بابای من که سر کار است بالاخره انتظار ها سر اومد بابای امیر حسین آمد و من ایشان را به کلاس دعوت کردم بچه ها کلی جیغ و هورا کشیدند و دست زدند امیر حسین دست پدرش را بوسید ومن به بچه ها گفتم برای تشکر از بابا امروز دست پدرشان را ببوسند بابای امیر حسین از شغلش و ارزش درس خواندن گفت چون امروز آب را هم یاد گرفتند امیر حسین به بابا آب داد بعد هم بابا به همه ی بچه های کلاس آب داد بعدهم کلی بازی  ومسابقه خلاصه خوش گذشت......