امروزدربیت العباس شهراصفهان دعوت بودیم به یک مراسم عزاداری خاص

مراسم عزاداری حضرت رقیه که ناشنوایان برگزارکردند

 

مراسم غریبانه ای بود درسکوت محض همه به سخنرانی ونوحه خوانی گوش می کردندالبته باگوش چشم وخواهرم که سالهاست به ناشنوایان خدمت می کند صحبتهای سخنران ومداح را با دستان گویایش برای آنها ترجمه می کرد

 

درحین مراسم جانباز شیمیایی را روی تخت در حالی وارد مجلس کردند که نمایش کتک زدن اسرای کربلا توسط ناشنوایان در حال اجرابودآن مرد که کپسول اکسیژن همراهش بود فریاد می زد یاحسین من هم درراه تو اسیر شدم وکتکهاخوردم یاحسین دستم را بگیر یا حسین مراشفابده .... 

جمعیتی که شنوابودند سخت منقلب شدندکنار بستر مردجانباز رفتم ازاو خواستم که برای ماهم دعاکند به اوگفتم مارا حلال کن که حق شمارا بجانیاوردیم گفت من اسیروجانبازوشیمیایی هستم ومدتی است که دچارسرطان هم شده ام از او اجازه خواستم تاازاو عکسی بگیرم ودر وبلاگم قرار دهم تا از همه ی کسانی که فکرمیکنند مدیون این عزیزان هستند بخواهم برای شفای ایشان دعا کنند التماس دعا