متن روانخوانی درس ع

 

به نام آفریننده یِ زیبایی ها

عالیه  و عبّاس خواهر و برادر  هستند.

عبّاس همیشه  به معلّم ِ خود سلام می کند.

معلّم درس را با نامِ خدا شروع کرد.

او جمعِ چند عدد را  به  دانش آموزان کلاسِ اَوّل   یاد  داد.

روز ِجمعه با خانواده یِ عمو علی به گردش رفتم.

موقعِ عصر با بچّه های ِعمویم در مزرعه بازی کردیم.

بعد از بازی دست و صورتِ خود را با آب شُستیم.

عمّه ام برای تولّدِخواهرم یک عروسک ِزیبا خرید.

پدر بزرگ عینک و عصا دارد.

او بعد از نماز قرآن می خواند وبرای ِهمه ی مردم دعا می کند.

در عید نوروز به دیدار دوستان وآشنایان می رویم.

/ 0 نظر / 44 بازدید